پاورپوئینت ” هوش بازاریابی ومدیران هوشمندی که درتحلیل کسب وکارازرقبا پیشی می گیرند”

نویسنده : admin 2018/12/06 تعداد نظرات : ۰

هوش بازاریابی هنری است که سازمان‌های مختلف به آن احتیاج دارند، دستیابی به هوش بازاریابی تنها با استفاده هم‌زمان از علم و هنر میسر خواهد بود. هوش نه‌تنها قابلیت فردی بلکه قابلیتی سازمانی است که از محیط سازمان کسب می‌شود. هوش بازاریابی ترکیبی از سه مقوله فرد، سازمان و محیط است.

در مکتب و کتب مختلف، هوش در سه حوزه عنوان می‌شود: هوش بازاریابی، هوش رقبا و هوش کسب‌وکار. باید دقت داشت که هوش بازاریابی چیزی فراتر از هوش رقبا و کسب‌وکار است اما در بعضی مطالعات این سه به‌صورت یک سیکل نشان داده می‌شوند. این بدین معناست که این سه می‌توانند لازم و ملزوم یکدیگر باشند. بسیاری از اطلاعات هوش رقبا می‌تواند در هوش بازاریابی استفاده شود تا به‌عنوان یک ورودی برای آن بتوان یک پروسه پویای طراحی بازار را تدوین کرد؛ بنابراین هوش بازاریابی می‌تواند شامل اطلاعات مربوط به محیط کلان، محیط بازار، مشتریان، رقبا و عملکرد گذشته یک سازمان درباره آمیزه و ترکیب بازاریابی باشد.

هوش بازاریابی

مشخصات و ویژگی‌های هوش بازاریابی:

  1. ارتباط داشتن: هوش باید برای تصمیم‌گیرندگان اصلی، اطلاعات مهم مربوط به موقعیت را استخراج و شناسایی کرده و از ارائه اطلاعات نامرتبط اجتناب کند.
  2. قابل‌استفاده بودن: هوش باید در قالبی مناسب، قابل‌درک و قابل‌استفاده برای مدیران باشد تا در آن‌ها انگیزه لازم را ایجاد کند و قابلیت استفاده در حوزه‌های مختلف را دارا باشد.
  3. زمان: هوش باید در زمان مناسب به دست گیرنده برسد تا او بتواند تصمیمات مؤثر اتخاذ کند. همچنین امنیت آن باید مدنظر باشد و در دسترس رقبا و یا سایر افراد نباشد.
  4. صحت و دقت: هوش باید واقعاً صحیح باشد، تحلیل‌ها به‌درستی انجام‌شده و موجب اعتماد به اطلاعات گردد.
  5. کامل بودن: هوش باید حتی‌الامکان شامل تمام حالات ممکن باشد، به‌طور صحیح تحلیل‌شده و برای تصمیم‌گیرنده واضح و روشن باشد.
  6. اهداف: هوش باید بدون گرایش و انحراف باشد، دیدگاه شخصی باید به‌عنوان نظر شخصی مشخص‌شده و تمرکز بر اهداف سازمانی باشد.

 

هوش بازاریابی راهی به سوی فروش درونگرا

 

تغییری در روند فروش به وجود آمده است. وقتی کسی یه فکر خرید است و می خواهد پاسخ سوالاتش را پیدا کند، به اینترنت رجوع می کند.

اینترنت مصرف کنندگان را تقویت (بیشتر از لحاظ اطلاعات درباره محصول و خدمات مدنظر است) کرده است. دیگر فروشندگان فواره ای از دانش درباره محصول نیستند.

به مشتریان بالقوه خود کمک کنید، به جای فروش مستقیم به آنها، کمک می تواند قدرت را از فرایند فروش به دست شما منتقل کند. مهم این است که برای کمک، به مردم مناسب کمک شود و مشاوره درست و صحیح به مشتریان ارائه شود.

هوش بازاریابی

هوش بازاریابی چیست؟

هوش بازاریابی اطلاعاتی است که توسط ردیابی بازدیدکنندگانی که به وب سایت شخصی شما سر می زنند و دیدن صفحات بازدید شده آنها، پست های وبلاگ که خواندند، چه وایت پیپر هایی که آنها دانلود کرده اند، و غیره جمع آوری می شود.

شما می توانید یک درک واقعی از منافع، اهداف و نگرانی های آن ها ایجاد کنید – قبل از اینکه حتی تلفن را به آنها برسانید. این فرایند به عنوان فروش درونگرا نامیده می شود.

تعدادی از ابزارهای مختلف اتوماسیون وجود دارد که می تواند به ردیابی، فروش و مدیریت تماس کمک کند. پیاده سازی یکی از این ابزارها به کسب و کار اجازه می دهد بینش واقعی و قابل قبول در مورد نیازها و رفتارهای مشتریان بالقوه آنها را جمع آوری کند.

 

تعریف ویکی پدیا از هوش بازاریابی:

اطلاعات روزمره مربوط به بازار شرکت، جمع آوری شده و به طور خاص برای تصمیم گیری دقیق و با اعتماد به نفس در تعیین فرصت های بازار، استراتژی نفوذ بازار، و معیارهای توسعه بازار متمرکز شده است.

هوش بازاریابی

 dobney معتقد است که  با توجه به منبع داده ها می توان هوش بازار را به دو حوزه تقسیم کرد:

– هوش بازار مبتنی بر داده های بیرونی؛

– بررسی شبکه های اجتماعی؛

– هوش بازار مبتنی بر داده های درونی.

دو دسته آخر با عنوان کلان داده بازتعریف شده اند. اما از هوش بازار برای اشاره به جمع آوری و بررسی اطلاعات بیرونی مانند تحلیل گزارش ها، داده های مالی رقبا، بررسی نشریات یا شبکه های اجتماعی نیز استفاده می شود. در هوش بازاریابی توجه از اطلاعات داخلی که چشم اندازی از بازار و رفتار مشتری ها فراهم می کنند، برداشته شده است و بیشتر به سمت منابعی مانند پایگاه های داده، فهرست مشتری های بالقوه، فعالیت های وب سایت، تاریخچه تراکنش ها، کارت های وفاداری و غیره سوق داده شده است.

تفاوت اصلی بین هوش بازاریابی و تحقیقات بازاریابی

تفاوت اصلی بین هوش بازاریابی و تحقیقات بازاریابی این است که دومی بیشتر برای کمپانی های بزرگ استفاده می شود. هوش بازاریابی اطلاعات موجود است که صاحبان کسب و کارهای کوچک برای مطالعه بازارها، رقابت، پیامدهای سیاسی و متغیرهای دموگرافیک مصرف کننده استفاده می کنند.

فرآیند فروش درونگرا یا ربایشی ( inbound sales)

اول از همه، برای ایجاد محتوای مفیدی که بازدیدکنندگان را به سایت شما جذب کند، باید وقت خود را صرف کنید. یک وبینار، مقاله سفید، مجموعه ای از راهنمایی های،یا راه حل سریع، ایجاد کنید. این بدان معنی است که هنگامی که بعد از آن که با مشتری بالقوه خود ارتباط برقرار می کنید، می توانید چیزی شبیه به آن بنویسید؛ “من دیدم که شما این مقاله سفید را دانلود کردید. در اینجا یک مطالعه موردی درباره مشتری ما است که با چالش مشابه مواجه شده است. این راهی می شود که ارتباطتان با مشتری نزدیکتر شود و از خواسته ها و نیاز های او آگاه شوید.

ارائه پاسخ به مسائل به جای هل دادن محصول یا سرویس خود، برای مصرف کنندگان تازگی دارد و در نهایت می تواند به یک آزمایش منجر شود و سپس به فروش برسد.

هوش بازاریابی

شما می توانید فرایند فروش درونگرا یا ربایشی را در پنج مرحله ساده انجام دهید:

 

  1. از روش بازاریابی درونگرا استفاده کنید، که در آن شما محتوای قاتلی( killer content) را که افراد را به سایت خود منتقل می کنید، ارائه می دهید.
  2. پیگیری بازدید از وب سایت شما، بنابراین شما می دانید که چه کسی از وب سایت شما بازدید می کند و آن چه چیزی را  دنبال می کند، برای جمع آوری اطلاعات بازار است.
  3. توصیه های مفیدی را برای نیازهای فردی ارائه دهید.باید دقیقا بدانید که چگونه می خواهید به آنها کمک کنید.
  4. پس از کمک به مشتریان بالقوه خود کمک کردید، خطوط ارتباطی را باز نگه دارید. اگر شما می توانید فرصتی برای صحبت با مشتریان بالقوه خود در آینده پیدا کنید، احتمالا بیشتر از شما خرید می کنند.
  5. به یاد داشته باشید که شما کمک می کنید، نه فروش. اگر شروع کنید به فروش گام به گام، به زودی مشتریان بالقوه عقب می کشند.

پس به طور کلی آقای تیم باتلر معتقد است که اگر مراحل بالا را طی کنیم، فروش درونگرا براساس بازاریابی درونگرا اتفاق خواهد افتاد و نهایتا به جای تفکر فروش، تفکر کمک کردن اتفاق خواهد افتاد. بیس مراحل فروش درنگرا بر هوش بازاریابی است.

به طور کلی اقدامات زیر را انجام می دهیم:

  1. provide killer content
  2. gather market intelligence
  3. Provide helpful advice
  4. keep the lines of communication open
  5. Remember you’re helping

این رویکرد فروش مناسب بر اساس روانشناسی انسان است. ما  برای کمک به یکدیگر برنامه ریزی شده هستیم، و این بدان معنی است که اگر به کسی کمک کردید، احساس می کند که موظف است به شما کمک کند. اولین تماس برای کمک به آنها می تواند منجر به فروش بیشتر در خط شود. صبور باشید و ارتباط برقرار کنید.

دانش موجود در حال حاضر بسیار گسترده است. آینده در مورد کمک است، و نه فروش- پس مطمئن شوید که استراتژی فروش خود را سازگار می سازید تا از رقابت کسب و کار خود جلوتر حرکت کنید.

ﺷﺪت رﻗﺎﺑﺖ در ﺑﺎزارﻫﺎ و درک اﻫﻤﻴﺖ ﺣﻔﻆ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺑﺮای ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪه آﻧﻬﺎ ﺑﺘﺪرﻳﺞ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ اﻳﺠﺎد و ﺣﻔﻆ رواﺑﻂ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﮔﺎم ﺑﺮدارﻧﺪ . اﻣﺮوزه،ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ ﻣﻲ ﺗﻼش ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﻫﺎی ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺳﺎزﻣﺎن ﻳﺎﻓﺘﻪ ای ﺑﻪ ﻛﺎر ﮔﻴﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻬﺘﺮ از رﻗﺒﺎ ﺑﻪ ارﺿﺎی ﻧﻴﺎز ﺧﺮﻳﺪاران ﺑﭙﺮدازﻧﺪ و ﺑﺮ دﻳﺪﮔﺎه ﺧﺮﻳﺪاران ﻫﻨﮕﺎم ﺧﺮﻳﺪ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺑﮕﺬارﻧﺪ. اﺑﺰارﻫﺎی اﻣﺮوزه از از ﻣﺘﻨﻮﻋﻲ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﻏﻠﺒﻪ ﺑﺮ اﻳﻦ دﺷﻮاری اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻴﺸﻮد و ﺟﻤﻠﻪ ﺟﺪﻳﺪﺗﺮﻳﻦ اﻳﻦ اﺑﺰارﻫﺎ اﺳﺖ ﻣﻔﻬﻮم ﻫﻮش ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ . ﻋﻨﻮان، ﻫﻮش ﺑﺨﺸﻲ از اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺗﻼﺷﻲ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺟﻬﺖ اﻓﺰاﻳﺶ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻴﻬﺎی اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ، رﻗﺎﺑﺘﻲ و ﻓﺮاﻳﻨﺪﻫﺎی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی ﮔﻴﺮد ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﻣﻲ . در ادﺑﻴﺎت ﻣﻮﺟﻮد در زﻣﻴﻨﻪ ﻫﻮش از آن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﭘﻴﺶ ﻓﺮض ﺑﺮﻧﺎ رﻳﺰی ﻣﻪ اﺳﺖ اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﻳﺎد ﺷﺪه ، ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ اﻓﺰاﻳﺶ ﻗﺪرت رﻗﺎﺑﺘﻲ ﺷﺮﻛﺖ و ﻣﻲ ﭘﺮدازش ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ آن ﺷﻮد. از ﻃﺮﻓﻲ، اﻣﺮوزه ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﺑﺎ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺑﺮﺗﺮ در ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ در ﺣﺎل ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺣﻔﻆ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن وﺟﻠﺐ وﻓﺎداری آﻧﻬﺎ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ، زﻳﺮا اﻏﻠﺐ ﺑﺎزارﻫﺎ در ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﻠﻮغ ﺧﻮد ﻗﺮار دارﻧﺪ، رﻗﺎﺑﺖ در ﺣﺎل اﻓﺰاﻳﺶ و ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎ ی ﺟﺬب ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺟﺪﻳﺪ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺷﺪت اﻓﺰاﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ .ﺣﻔﻆ ﻣﺸﺘﺮی وﺟﻠﺐ وﻓﺎداری آن، ﺑﺮای اداﻣﻪ ﻛﺴﺐ و ﻛﺎر اﻣﺮی ﺣﻴﺎﺗﻲ اﺳﺖ ﺗﻠﻘﻲ .ﺑﺎﺷﺪ.

تفاوت بین تحقیقات بازاریابی و هوش بازاریابی

0b56dee Croppedتفاوت عمده بین هوش بازاریابی و تحقیقات بازاریابی این است که مورد دوم در این قیاس بیشتر مورداستفاده شرکت‌ها است. هوش بازاریابی به عبارتی به اطلاعاتی گفته می‌شود که مالکان کسب‌وکارهای کوچک به‌منظور مطالعه بازارها، رقابت، مفاهیم سیاسی و متغیرهای جمعیت شناختی مصرف‌کننده مورداستفاده قرار می‌دهند. اطلاعات تحقیقات بازار به‌صورت آماده در دسترس مصرف‌کننده نیست. شرکت‌های مختلف اغلب از تلفن، اینترنت یا نظرسنجی شخصی به‌منظور جمع‌آوری اطلاعات تحقیقات بازاریابی استفاده می‌کنند. البته بازاریابان برای تحلیل موقعیت کسب‌وکارها و توسعه استراتژی‌های خود از هر دو نوع اطلاعات استفاده می‌کنند.

بازارها

شرکت‌های کوچک از تحقیقات بازار و هوش بازاریابی به‌منظور مطالعه بازارهای خود استفاده می‌کنند. به‌عنوان‌مثال یک بازاریاب ممکن است از هوش بازاریابی برای تعیین سهم بازار شرکت خودش استفاده کند. علاوه بر این وی ممکن است از این اطلاعات از کل منابع پولی که در صنعت وی هزینه می‌کنند مطلع شود. بااین‌وجود آن شرکت به‌منظور پی بردن به تفاوت‌های موجود بین علائق مصرف‌کننده در بازار مورد فعالیت خودش باید ازنظرسنجی‌ها و دیگر روش‌های تحقیقات بازار استفاده کند. چراکه به‌عنوان‌مثال افراد موجود در یک بازار ممکن است ویژگی‌های محصول، سبک‌ها، طعم و اندازه‌های متفاوتی را نسبت به افراد موجود در یک بازار دیگر بپسندند.

 

02

 

مشتریان

یکی از انواع هوش بازاریابی همان اطلاعات داخلی سازمان‌ها است. مالکان کسب‌وکارهای کوچک اغلب از اطلاعات داخلی سازمان از قبیل پایگاه‌های داده مشتری برای تصمیمات سازمانی مرتبط با کسب‌وکار استفاده می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، ممکن است یک شرکت رستوران‌های زنجیره‌ای اطلاعاتی را در رابطه بااینکه مشتریان عموم در چه زمانی به رستوران‌های وی مراجعه می‌کنند و چه چیزی را می‌خرند، در اختیار داشته باشد. اما بازاریابان به‌منظور درک چرایی و دلیل اینکه مشتریان ترجیح می‌دهند ناهار یا شام را در آن رستوران صرف کنند از مصاحبه‌های شخصی یا تلفنی استفاده کنند. مدیریت شرکت همچنین برای پی بردن به این موضوع که چرا مشتریان برخی اقلام خاص را می‌خرند هم از تحقیقات بازاریابی استفاده کند. گروه مدیریت رستوران همچنین نیاز به نظرسنجی از مشتریان به‌منظور تعیین اینکه چه اقلام دیگری از منو رستوران را مشتریان می‌پسندند استفاده نماید.

رقبا

مالکان کسب‌وکارهای کوچک همچنین از طریق شکل‌های مختلف هوش بازاریابی و روش‌های تحقیق اقدام به جمع‌آوری اطلاعات رقابتی می‌کنند. یک مدیر بازاریابی ممکن است اطلاعات رقابتی را از طریق مطالعه وب‌سایت‌های رقبا و همچنین بروشورها و کاتالوگ‌های فروش شرکت‌ها به دست بیاورد. سپس این مدیر بازاریابی اقدام به مقایسه نقاط ضعف و قوت شرکت خودش با نقاط ضعف و قوت رقبا به‌منظور توسعه استراتژی‌های مختلف قیمت‌گذاری نماید. با این موجود ممکن است قبل از هر چیزی بخواهد بداند که شرکت‌های رقیب ازنظر میزان کیفیت، خدمات و ارزش ارائه‌شده در چه جایگاهی قرار دارند که از طریق تحقیقات بازار ممکن هست. یکی از روش‌های انجام این کار استفاده از نظرسنجی تلفنی در بین مشتریان هست. از این طریق مشتریان اقدام به رتبه‌بندی شرکت این مدیر نسبت به رقبا ازنظر کیفیت، خدمات و ارزش ارائه‌شده بر اساس یک مقیاس ۵ تا ۱۰ رتبه‌ای می‌کنند که در آن رتبه‌بندی عدد ۵ یا ۱۰ به‌عنوان‌مثال دارای بالاترین رتبه هست.

قوانین دولتی

بازاریابان همچنین ممکن است از تحقیقات و هوش بازاریابی در رابطه با برخی از قوانین دولتی هم استفاده کنند. به‌عنوان‌مثال یک بازاریاب محصولات پاک‌کننده، ممکن است از طریق استفاده از هوش بازاریابی به این نتیجه برسد که نیاز به چسباندن یک برچسب با مضمون “ماده خطرناک” بر روی شیشه یا ظرف تمامی محصولات خود دارد. گزینه دیگر مثل ممکن است حذف یک ماده خطرناک و آسیب‌زننده از ترکیب مواد تشکیل‌دهنده محصول باشد. این گزینه ممکن است از بابت هزینه که تحمیل می‌کند ممکن نباشد، چراکه یک جایگزین دقیق یا ماده پاک‌کننده دیگر باید جایگزین آن شود. بنابراین این شرکت با استفاده از نظرسنجی در بین مشتریان خودش اقدام به تعیین میزان تأثیر استفاده از این برچسب هشداردهنده می‌نماید. نگرانی اصلی دراین‌بین این است که چه تعداد از مشتریان ممکن است به دلیل وجود این برچسب هشداردهنده بر روی بسته محصول از خرید آن خودداری نمایند. بنابراین همان‌طور که خودتان حدس زدید این بازاریاب برای تعیین استراتژی مناسب بسته‌بندی هم از هوش بازاریابی و هم تحقیقات بازاریابی به‌خوبی بهره برده است.

برگرفته شده از eanjoman.blog.ir

در اقتصاد جهانی، تبادل اطلاعات در سطح کره زمین و در طول و عرض جغرافیایی در زمان نانوثانیه صورت می گیرد. بنابر این نیاز به گردش سریع اطلاعات برای رقابتی پویا و تجارتی هوشمند، اجتناب ناپذیر است. لذا شرکتهای حرفه ای  درصدد هستند تا ابزارهای مورد نیاز شرکتهایی را که می خواهند سریع، متمرکز و منعطف باشند و موقعیت و مزیت رقابتی آنها حفظ شود را مهیامی سازند(تارخ، ۱۳۹۰، ص ۲ ).   می توان گفت حفظ مزیت رقابتی چالش برانگیزترین مساله پیش روی شرکتها در اقتصاد پویا و متغیر کنونی به حساب می آید. برای حفظ مزیت رقابتی شرکتها باید از محیط خود آگاهی کامل داشته باشند که این آگاهی از طریق اجرای فعالیتهای هوش رقابتی محقق می یابد. هوش رقابتی به سازمانها در شناسایی محیط اطراف خود کمک می کند. تجزیه و تحلیل اطلاعات در محیط رقابتی، یک منبع مهم و حیاتی برای شرکتها در ظرفیت بنگاه جهت معرفی محصولات/خدمات و فرایندهای جدید به شمار می رود. همچنین هوش رقابتی منبع اطلاعاتی مهمی برای برنامه ریزی و دیگر فعالیتهای سازمان می باشد. زیرا آن اطلاعاتی را درباره رفتار فعلی و آتی رقبا و محیط کلی کسب وکار فراهم می کند(نصری،۲۰۱۱).

عصر حاضر، عصر تغییر و تحولات اساسی و بنیادی است و سازمانهایی می توانند خود را با این شرایط تطبیق دهند و در صحنه رقابت باقی بمانند که مدیران و رهبرانی کارآمد، تغییر گرا و با چشم اندازی بلند مدت داشته باشند. در سالهای اخیر هوش رقابتی و مدیریت دانش به مفاهیم مهم مدیریت تبدیل شده و بسیاری از شرکتهای بزرگ آن را به جزئی از فرهنگ سازمانی خود تبدیل کرده اند. افزایش هوش رقابتی موجب می گردد شرکتها اطلاعات محیط اطراف خود را سریعتر و با دقت بیشتری تجزیه و تحلیل کرده و نتایج حاصل را به طریق سودمند ذخیره و در مواقع مقتضی در دسترس تصمیم گیرندگان قرار دهند. این امر جریان تبادل اطلاعات و دانش را در بستر شرکتها تسریع کرده و اثربخشی فرایند تفکر و تصمیم گیری گروهی را به نحو چشمگیری بهبود می بخشد(پاک مرام، ۱۳۸۸). بنابر این هوش رقابتی به عنوان یک ابزار برای بهبود رقابت پذیری شرکتها معرفی شده است. اطلاعات به عنوان یکی از اقلام مهم دارایی های استراتژیک و ابزارهای بازاریابی به شمار می آید. گرد آوری و ارزیابی اطلاعات مربوط به شرکتهای رقیب در امر تدوین استراتژی نقش حیاتی دارد. هدف اصلی هوش رقابتی دستیابی به داده ها و اطلاعاتی در مورد محیط، رقبا و بازار و… است. از این رو هوش رقابتی موثر نه تنها نیازمند اطلاعاتی پیرامون رقباست، بلکه همچنین نیازمند اطلاعاتی درباره سایر تمایلات محیطی از قبیل تحولات تکنولوژی، تحولات بازار، تحولات اجتماعی و راهبردی میباشد)رواچ و سانتی، ۲۰۰۱).

همچنین برای اینکه سازمانها بتوانند در عرصه رقابت حضور داشته باشند ناچارند در یکی از زمینه ها نسبت به رقبای خود مزیت رقابتی داشته باشند و برای این کار  یکی از راهکارها این است که سازمانها نوآور باشند. مدیریت دانش یکی از راه های غیر قابل انکار برای دستیابی به نوآوری است. در اقتصاد مبتنی بر دانش سازمانهایی که بتوانند مدیریت دانش را بصورت موثر اجرا کنند می توان گفت که عملکرد بالایی نسبت به دیگر سازمانها دارند(لانگ و لین ،۲۰۱۲). پژوهش حاضر بر آن است تا عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط را با تاثیر متغیرهای هوش رقابتی و مدیریت دانش با تعدیل کنندگی نوآوری و یادگیری سازمانی مورد سنجش قرار دهد. مساله این پژوهش این است که آیا اجرای هوش رقابتی و مدیریت دانش در شرکتهای کوچک و متوسط تاثیری بر عملکرد شرکت دارد؟

منبع:sabzfile.com

 

دانلود وخرید ۶۰۰۰ تومان

 

 

 

ارسال نظر