پاورپوئینت”رازهای سربه مهروعوامل کلیدی ورشکستگی کسب وکارهاکه ازسوی کارآفرینان جدی گرفته نمی شوند”

نویسنده : admin 2019/03/20 تعداد نظرات : ۰

دیباچه

دربرهه کنونی ،کسب وکارها همانند موجود زنده ای در اکوسیستم زندگی اجتماعی درنظرگرفته می شوندکه بایستی الزامات واحتیاط لازم از طرف مدیران و صاحبان کسب وکار مدنظرقرارگیرند.

چه بسا کسب وکارهایی که هنگام تولد و راه اندازی ،بدلیل عدم رعایت استانداردهای راه اندازی کسب وکار؛از گردونه فعالیت خارج شده اندویا کسب و کارهایی که درکمترین بازه زمانی بعدازشروع فعالیت،نتوانسته اند به فعالیت خویش ادامه دهندویا این که بعداز مدت نسبتا طولانی ودرمراحل رشد وتثبیت ورشکسته می شوند.

عواملی از جمله :عدم استفاده از مشاورین -عدم نیازسنجی با رویکرد تحقیقات بازاریابی-عدم مدیریت مالی-مشارکت با افراد بدون شناخت و مطالعه آنان-عدم شناخت محیط فعالیت کسب وکار-عدم بازاریابی و فروش-…….وصد ها علت تاثیرگذار در ورشکستگی کسب و کارها دخیل هستند.

بدانجهت در این نوشتار و در دو محور ۲۶۸ اسلاید پاورپوئینت از نکته نظرات صاحب نظران و اندیشمندان کسب وکار از جمله استاد ارجمندجناب آقای دکتر احمدروستاو همچنین در ۴۸صفحه ورد استفاده شده است و امید که موردتوجه و استفاده کاربردی سروران ارجمند در محیط های علمی و کسب وکار قرارگیرد….غفاری

دلایل شکست کــارآفرینان و راه‌هــــای مقـابله با آن

«کم تجربگی یا بی‌تجربگی در ایجاد و اداره کسب و کار» را مهم‌ترین دلیل شکست کارآفرینان ایرانی می باشد.

از دیگر دلایل شکست کارآفرینان در ایران چالش بازاریابی و فروش است. بسیاری از کارآفرینان ایرانی نیازهای بازار را نمی‌شناسند و پژوهش‌های مربوط به بازار را به درستی انجام نمی‌دهند. همچنین پیش‌بینی درستی از رفتار رقبا ندارند و شبکه‌های توزیع را به شکل صحیح آن نمی‌شناسند. بسیاری از کارآفرینان ایرانی اقدام به نوآوری‌های افراطی و نامتناسب با بازار می‌کنند که در نهایت موجب شکست کسب و کار آنان می‌شود.

شراکت نامناسب

، شراکت نامناسب نیزاز دلایل شکست کارآفرینانی ایرانی بوده وهمچنین نداشتن دقت مناسب در انتخاب شرکاء؛ یکسان بودن تخصص شرکاء؛ داشتن تعارف زیاد و ابراز نکردن مخالفت‌ها و دخالت دوستی‌ها در شراکت از مشخصات یک شراکت نامناسب است.

انعطاف‌ناپذیری در روش و مشکلات مالی

انعطاف‌ناپذیری در روش را از دیگر دلایل شکست کارآفرینان ایرانی می باشد متاسفانه بسیاری از کارآفرینان ایرانی در تغییر روش‌ها و شیوه‌های انجام کار یا جایگزین کردن راهکارهای مناسب به جای شــیوه‌های متداول با توجه به تغییرها و تحول‌ها در موقعیت، ناتوانند.

وی ضغف و توجه نکردن به تامین مالی مناسب و مدیریت نقدینگی برای بقاء و گسترش کسب و کار را از دیگر دلایل شکست کارآفرینان ایرانی عنوان کرد.

وابستگی به مسیر خطا

وابستگی به مسیر خطا را یکی دیگر از عوامل شکست کارآفرینان ایرانی می باشدو بسیاری از شرکت‌ها در تصمیم‌ها و فعالیت‌های مرتبط با ایجاد کسب و کار یا تعریف پروژه‌ها، دچار شیفتگی شده و پس از بروز و آشکار شدن نشانه‌های اولیه مشـکل و خطا، تمــایلی به پذیرش آن ندارند. در نتیجه تا جایی ادامه می‌دهند که مشکل به یک بحران تبدیل شده و گاهی به تعطیلی و انحلال کسب و کار منجر می‌شود.

: پایبندی مستمر به یک تصمیم تاریخی و دانشی مربوط به ایجاد و اداره کسب و کار در مواجهه با موقعیت‌ها و پروژه‌های کاری بعضاً متفاوت، از نشانه‌های مشهود وابستگی به مسیر خطاست.

نامساعد بودن فضای کسب و کار

به نامســاعد بودن فضای کسب و کار به عنوان یکی دیگر از عوامل شکست کارآفرینان ایران می باشدو تغییر سیاست‌های دولت و به‌کارگیری سیاست‌های سلیقه‌ای؛ ناسالم بودن محیط کسب و کار؛ بی‌ثباتی مدیران و کارفرمایان دولتی؛ وجود قوانین نامناسب و غیرحمایتی؛ نبود اطمینان محیطی؛ نامناسب بودن بازار؛ بهره بالای وام‌های بانکی و… از مهم‌ترین عوامل نامساعد شدن محیط کسب و کار در ایران هستند.

برای اینکه یک محیط کسب و کار مساعد باشد ضرورت دارد که قوانین حاکم بر این حوزه مناسب‌سازی شوند و در راستای حمایت از کارآفرینان تنظیم و تدوین شوند. کارآفرینان نیاز دارند قواعد حاکم بر فعالیت‌های اشتغالی و اقتصادی کشور از ثبات و پایداری لازم برخوردار باشند و دسترسی آنان به منابع و امکانات مورد نیاز فراهم باشد.

دلایل شکست کارآفرینان خارجی

نتایج یک تحقیق که درباره ۲۵۰ شرکت مستقر در دوره «سیلیکون» انجام شد، نشان دادکه ۵۰ درصد شرکت‌های مطالعه شده با شکست مواجه شده، ۳۲ درصد از این شرکت‌ها ادغام یا فروخته شده و تنها ۱۸ درصد از آنان رشد کرده و فعالیت‌ خود را گسترش داده‌اند.

«برونو» از پژوهشـگران و صاحب‌نظران حوزه کارآفرینی در مطالعه‌ای که در زمینه دلایل شکست کارآفرینان انجام داده دلایل مختلفی را برای ناکامی این افراد در دسترس به اهداف خود برشمرده است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به مشکلات محصول، بازاریابی، مالی، مدیریت و پرسنلی نام برد.

براساس تحقیق «برونو» مشکلات و ضعف‌های گروه مدیریتی مهم‌ترین دلیل شکست کارآفرینان شناخت شده است. ۹۰ درصد کسانی که در نظرسنجی «برونو» شرکت کرده‌اند این عامل را به عنوان عامل شکست کسب و کار خود معرفی کرده‌اند.

برخی از اندیشمندان نحوه تصمیم‌گیری کارآفرینان را به عنوان یکی از دلایل شکست آنان قلمداد می‌کنند، گفت: علت این است که کارآفرینان در تصمیم‌گیری‌ها از میانبرهای شناختی یا همان روش شهـودی بهره می‌گیرند.

نقش عوامل بیرونی و درونی  در شکست کارآفرینان

نتیجه تحقیق «زاکاراکیس و همکارانش» در ارتباط با دلایل شکست کارآفرینان بیان گر این است: «زاکاراکیس و همکارانش» در پژوهش‌های خود به بررسی شکست کارآفرینان پرداخـته‌اند. آنان در مطالعه‌هـــای خــود ۸ شرکت شکست خورده که از جمله شرکت‌های تولیدی فعال در عرصه فناوری‌های برتر بودند، بررسی کردند. براساس نتایج بررسی‌های آنان، ۵۸ درصـد از کارآفرینان علـت شـکسـت کسب و کار خود را به عوامل درونی مانند راهبرد مدیریتی ضعیف و کمبود سرمایه نسبت داده‌اند.

این در حالی است که ۷۵ درصد سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر علت شکست همان شرکت‌ها را به عوامل بیرونی و خارج از کنترل کارآفرینان مربوط دانسته‌اند. آنان عامل‌هایی همچون: رقابت شدید؛ نرخ رشد کم بازار و کوچک بودن اندازه بازار را به عنوان علل شکست خود برشمرده‌اند.

تعابیر مختلف  از شکست کسب و کار

مختلفی که از شکست در کسب و کارهای مختلف وجود دارد: در این زمینه ۳ دیدگاه مختلف وجود دارد. دیدگاه اول شکست را معادل تعطیل شدن و انحلال کسب و کارمطرح می‌کند. در دیدگاه دوم، شکست معادل شکست تجاری و یا به کسب و کاری اشاره دارد که با مشکلات و چالش‌های اساسی مواجهه می‌شود و ورشکست می‌شود. کاهش شدید درآمدهای سازمان و یا افزایش شدید هزینه‌ها و همچنین از دست دادن یا نرسیدن به سهم بازار از مهم‌ترین دلایل شکست کسب و کار در این دیدگاه است. در دیدگاه سوم شکست به عنوان دست نیافتن کارآفرینان به اهداف تعیین شده در زمان تاسیس یا مدیریت کسب و کار خود، معرفی شده است.

پیامدهای شکست کارآفرینان

: شکسـت کارآفرینان پیامـدهـــای مختلفی به همراه دارد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فیزیوژیک، روحی و روانی و همچنین هزینه فرصت از دست رفته اشاره کرد.

نحوه مقابله با شکست

این استادیار دانشگاه تهران سپس به نحوه مقابله با شکست‌ها و اشتباهات کاری کارآفرینان ایرانی اشاره کرد و گفت: برای این منظور ضرورت دارد که مشکل تشخیص و پذیرفته شود و دلایل و ریشه‌های این مشکل شناخته شوند. پس از آن باید خطاها اصلاح و از شکست جلوگیری شود. همچنین نباید اجازه دادکه شکست تبدیل به بحران شود. در نهایت اینکه باید تلاش شود که در آینده خطاهای صورت گرفته، تکرار نشوند. بسیاری از کارآفرینان موفق ایرانی اقدامات مذکور را در جهت رفع مشکلات و خطاهای کسب و کار خویش برگزیده‌اند.

استفاده از آموخته‌های  حاصل از تجربه اشتباهات

احتیاط و دقت بیشتر؛ فراگرفتن اصول شراکت؛ کسب دانش، تجربه و ارتباطات جدید؛ افزایش مهارت کارآفرینانه؛ پیش‌بینی راه‌های جایگزین؛ تغییر روش و یادگیری تیمی مهم‌ترین آموخته‌های کارآفرینان موفق ایرانی از تجربه اشتباهات خود است.

۶۰ تا ۷۰ درصد مهارت‌های کارآفرینی از طریق یادگیری غیررسمی صورت می‌گیرد که یادگیری از خطاها، اشتباهات و شکست‌ها مهم‌ترین روش در این نوع از یادگیری است.

۵ دلیل رایج در شکست های کسب و کارهای تجارت الکترونیک

مطالعات و آمار انجام شده بر روی میزان موفقیت کسب و کارهای تجارت الکترونیک حاکی از آن است که درصد بالایی از این نوع کسب و کارها، با عدم موفقیت مواجه می شوند. در واقع برخی از مطالعات نشان می دهد که ۸۰ درصد و برخی دیگر ۹۷ درصد از کسب و کارهای تجارت الکترونیک منجر به شکست می شود.

یکی از مهمترین دلایل آمار بالای شکست های کسب و کارهای تجارت الکترونیک میزان سرمایه ای است که برای شروع نیاز دارند. اما دلایل دیگری نیز وجود دارد که این نوع کسب و کار را در معرض سقوط قرار می دهد. شروع این کار آسان است اما به موفقیت رساندن آن این گونه نیست.

دلایل زیادی برایشکست تجارت الکترونیک وجود دارد که تک تک آنها نیز می تواند به خودی خود، کسب و کار را به نابودی بکشاند. در اینجا قصد داریم به بررسی رایج ترین دلایلی که منجر به شکست کسب و کارها می شود، بپردازیم. با یوکن همراه باشید .

به اندازه کافی سرمایه گذاری نکردن

درست است که یک فروشگاه آنلاین می تواند با سرمایه خیلی کم شروع به کار کند، اما نمی تواند با آن رشد کند. برای پیشرفت و موفق شدن نیاز به پول بیشتری دارد که معمولا این هزینه را مسئول و یا سرمایه گذاران دیگر متقبل می شوند.

حداقل سرمایه برای شروع یک سایت رقابتی آنلاین حدود ۵ تا ۱۰ هزار دلار است. برای رقابتی بودن کسب و کار فروش آنلاین، نیاز است که وب سایت شما کاربر پسند و جذاب باشد و این کار بدون سرمایه گذاری امکان پذیر نخواهد بود.

مدیریت مالی اشتباه

بحران مالی باعث شکست هر کسب و کاری می شود. برای مثال، شرکت ایکامم (Ecomom) در سال ۲۰۰۷ تاسیس و در سال ۲۰۱۳ ورشکست شد. محصولات این شرکت غذای کودک، لباس و اسباب بازی بود.

جودی شرمن مؤسس این شرکت توانست از این کسب و کار ۱ میلیون دلار بدست آورد، اما متأسفانه حسابدار خوبی نبود و تا سال ۲۰۱۱ حسابداری استخدام نکرد. با اینکه ایکامم از لحاظ فروش مشکلی نداشت اما حساب ها نشان می داد که شرکت در حال از دست دادن بوجه و منابع مالی است، در آخر این شرکت با یک بحران مالی ۲ میلیون دلاری مواجه شد. از آن پس سرمایه گذاران دیگر کمکی نکردند و ایکامم در سال ۲۰۱۳ ورشکست شد.

نتیجه می گیریم که داشتن یک حسابدار ماهر از همان ابتدا که کسب و کاری راه اندازی می شود بسیار ضروری است. زیرا همیشه همه چیز خوب پیش نمی روند. گاهی بحران های مالی اتفاق می افتد که باید به خوبی مدیریت شود.

عدم ترافیک

این مسئله مربوط به بازاریابی می شود. با ایجاد سایت ها، دیگر مشتریان به صورت حضوری مراجعه نمی کنند. خوشبختانه، بسیاری از بازایابی ها را می توان بدون هزینه و یا هزینه بسیار کم ایجاد کرد. به طور مثال می توان یک شبکه های اجتماعی  قوی و مناسب انتخاب کرده و از طریق آن به بازاریابی آنلاین پرداخت. همچنین می توان از طریق یک وبلاگ بازاریابی محتوایی انجام داد. از آن گذشته بازاریابی ایمیلی نیز یکی از کم هزینه ترین انواع بازاریابی است که در این نوع کسب و کارها، نتایج بسیار رضایت بخشی، ایجاد می کند.

درست است که تبلیغات هزینه دارد، PPC و تبلیغات در ابتدای کار مؤثر هستتد اما محتوای کاریتان است که باعث دوام طولانی مدت کسب و کار شما می شود. استارتاپ ها باید دارای ارزش باشند، باید بتوانند مشکلات مشتریان را حل کنند و محتوای کاری از نوع آموزشی و سرگرمی نیز داشته باشند. برای انجام این کارها به یک تولید کننده محتوا نیاز داریم، زیرا موسس کسب و کار نه تنها ممکن است مهارت این کار را نداشته باشد بلکه زمان انجام همه ی این کارها را هم ندارد.

لازم به ذکر است تا زمانی که کسب و کارتان بیننده ای نداشته باشد، موفق نشده اید و این اتفاق نمی افتد مگر اینکه یک بازاریابی قوی داشته باشید که به صورت مداوم و سازگار با اهداف شما، به کار مشغول باشد.

دست کم گرفتن رقبا

برآورد و تخمین زدن میزان موفقیت رقبا یکی از مهم ترین کارهایی که یک کارآفرین تجارت الکترونیک باید انجام دهند. رقابت کردن با شرکت های جهانی کاری تقریبا غیر ممکن است، پس برای ادامه دادن و شکست نخوردن باید کار جدیدی را ارائه داد که با شرکت های جهانی تجارت الکترونیکی مانند آمازون و یا والمارت متفاوت باشد.

برای مثال شرکت demise of Dot and Bo یک خرده فروش مبلمان بود .در این شرکت همه مدل مبلمان از هر سلیقه ای یافت می شد. سرمایه این شرکت تا ۲۰ میلیون دلار هم پیشرفت کرد، اما مشکل اصلی آن رقابت با خرده فروشی بود که اجناسش را ارزان تر می داد و همین باعث کم شدن مشتریان  demise of Dot and Bo شده و در نهایت نیز ورشکست شد.

تلاش برای به سرعت بزرگ کردن تجارت الکترونیک

در سال ۱۹۹۹ سایت بو تاسیس شد. بو یک خرده فروش لباس های ورزشی بود، این خرده فروشی آنلاین، محتوای کاری خوبی داشت اما دلیل ورشکستگی این شرکت این بود که تصمیم گرفت به آمازون جهانی لباس های ورزشی تبدیل شود.

یک سال بعد از این تصمیم، شرکت بو ورشکست شد زیرا کسب و کارش هنوز نیاز به بزرگ شدن نداشت. به یاد داشته باشید که نباید به سرعت به دنبال توسعه ی کسب و کار بود. برای موفق شدن باید در ابتدا با کسب و کار کوچک شروع کرد و صبورانه و کم کم  کسب و کار را گسترش داد.

۵شغلی که هر کارآفرین باید قبل از راه اندازی کسب و کار آنها را تجربه کند

افراد کمی پیدا می‌شوند که کار خود را با کارآفرینی، به عنوان اولین تجربه کاری، آغاز کنند. کارآفرینی در مقایسه با مشاغل حرفه‌ای سنتی، ریسک‌پذیرتر است و نسبت به آن‌ها نیاز به سرمایه بیشتری برای را‌‌ه‌اندازی دارد. اگر قبل از اینکه کارآفرین شوید یک شغل ثابت  داشته باشید، مجموعه ای از مهارت‌ها، تجارب، بینش‌ها و همینطور پول لازم برای موفق شدن در این کار را در اختیارتان خواهد گذاشت.

همان گونه  که احتمالا می‌دانید، برخی شغل ها بهتر  می‌توانند روند آمادگی برای کارآفرینی را تسهیل کنند.

هر شغل دفتری احتمالاً می‌تواند برای شما سرمایه لازم و ارتباطات جدیدی را به ارمغان بیاورد. با این وجود مشاغل ساده‌تر نیز می توانند به شما کمک کنند و مهارت های لازم برای اداره‌ی موثر یک کسب‌وکار را بیاموزند.

۶- خرده‌فروشی کردن

مشاغل خرده‌فروشی به شما فرصت رشد مهارت‌های زیادی را می دهد که البته ربطی به متصدی صندوق فروشگاه بودن یا دسته بندی اجناس ندارد! شما با مشتریانی مواجه خواهید شد که ممکن است خودشان هم ندانند چه می‌خواهند! پس از صحبت کردن با مشتریان شما می‌توانید بفهمید که آنها به دنبال چه چیزی هستند و قادر خواهید بود تا محصول مورد نیازشان را به آنها پیشنهاد دهید.

پس از چند ماه قادر خواهید بود با نگاه کردن به رفتار مشتری، نیازهایش را حدس بزنید. این یکی از آن شیوه‌هایی است که در آن می‌آموزید چگونه ذهن افراد را بخوانید و نیازها و خواسته‌هایشان را پیش‌بینی کنید. علاوه بر این، فرصت کنار‌ آمدن با مشتریان بداخلاق و ناراضی را نیز خواهید داشت. همه چیز در این حالت به توانایی شما بر می‌گردد  تا شکایات آنها را شنیده و همه چیز را درست کنید. این تجربه‌ی برخورد با مشتریان ناراضی در آینده بسیار به شما کمک خواهد کرد.

۲- صنعت غذا

غذا به ویژه غذاهای آماده، صنعت جذابی نیست. برخی از آشپزها و سرآشپزها به مهارتی دست می یابند که احترام و تحسین قابل‌ملاحظه‌ای برایشان به همراه دارد اما این موضوعی نیست که ما به دنبال آن هستیم. حرف ما در اینجا درباره آماده کردن  مواد غذایی در یک آشپزخانه‌ی گرم در سریع‌ترین زمان ممکن برای مشتریان منتظر است.

شما با کار کردن در چنین وضعیتی چیزی از پیش‌بینی‌های مالی یا الگوهای سودآوری یاد نمی‌گیرید اما در عوض، کار کردن در محیطی با فشار کاری بالا را تجربه خواهید کرد. در این شغل مجبور هستید سریع کار کنید، چند کار را با هم انجام دهید و در سخت‌ترین شرایط سفارش‌ها را به بهترین شکل ممکن آماده کنید (و اغلب با افرادی کار کنید که مهارت زیادی در کارشان ندارند).

این همان محیط طاقت‌فرسایی است که به خوبی شما را برای آشپزی در شرایط سخت، که همان کارآفرینی است، آماده می‌کند.

 ۳- فروشندگی

فروشندگی می تواند حرکت مهمی برای هر کارآفرین مشتاق باشد، حتی اگر در ابتدا در شغلی مانند بازاریاب تلفنی مشغول به کار شوید. به هنگام فروشندگی شما مهارت‌های ارتباطی مهم را در حین صحبت با افراد در مورد همه‌ی جنبه‌های زندگی یاد می‌گیرید. شما در این شغل ، مهارت های ترغیب افراد به خرید را همزمان با بالا رفتن مهارتتان در معامله فرا می گیرید. شما با نیازهای مشتری آشنا شده و نحوه ی ارضای آنها را یاد می گیرید که این کار در آینده برای تولید محصولات با کیفیت بالا به شما کمک خواهد کرد.

علاوه بر این موارد، در محیطی کار خواهید کرد که بخشی از پرداخت‌ها در آن بر اساس حق کمیسیون است. بدین صورت امرار معاش شما در این شغل به توانایی‌تان در موفق شدن بستگی دارد که دقیقا مشابه کارآفرینی است. در واقع در مشاغل مبتنی بر حق کمیسیون می‌توانید صاحب یک کسب‌وکار بودن را تجربه کنید.

 

 ۴- خدمات به مشتری

می‌توان اینطور ادعا کرد که تقریبا می‌توان در هر شغلی (از جمله ۳ شغل ذکر شده ی قبلی) خدمات مشتری را مشاهده کرد. اما با این حال فکر می‌کنم تجربه‌ی نقش “خدمات  به مشتری” به صورت انحصاری می‌تواند بسیار مهم باشد.

افرادی که در شغل خدمات مشتری فعالیت دارند مجبور هستند در تمام ساعات شبانه روز به سرعت به امور مشتریان رسیدگی کنند. این افراد بدترین، پرتوقع‌ترین و خشمگین‌ترین جنبه‌های انسان‌ها را می‌بینند و همین تجربه می‌تواند به شما برتری لازم در یک محیط رقابتی شدید را هدیه دهد. حفظ خونسردی چهره هنگامی که مشتری ناراضی بر سر شما فریاد می کشد، اصلا موضوع خنده داری نیست اما در عمل می‌تواند برای مواجه شدن با هر گونه چالش با مشتریان، که پیشِ روی شماست، آماده‌تان کند.

۵- مدیریت

آخرین پیشنهاد این است که پیش از آن که وارد سرمایه‌گذاری در یک فرایند کارآفرینانه شوید، سعی کنید تجربه‌ای کاری در زمینه مدیریت به دست آورید. شغل مدیریت مورد نظر حتما نباید مدیریت اداری باشد که کارکنان شما همگی تحصیل‌کرده و حرفه‌ای باشند بلکه مدیر یک رستوران یا فروشگاه بزرگ بودن هم می‌تواند بسیار آموزنده باشد.

در هر گونه شغل مدیریتی با مفاهیم کار گروهی، تفویض اختیار، مدیریت زمان و تخصیص منابع آشنا خواهید شد که همه‌ی آنها هنگام اداره‌ی یک کسب‌وکار برای شما مفید خواهند بود.

به شخصه معتقدم که یک پست مدیریتی می تواند برای شما بسیار مفیدتر از هر کلاس یا جزوه‌ی آموزشی باشد.

چنانچه در هرکدام از مشاغل بالا فعالیت داشته‌اید به تجربه هایی که در آن دوران کسب کرده‌اید مجددا فکر کنید. در مورد کار گروهی چه چیزهایی آموخته‌اید؟ در مورد رهبری چطور؟ مدیریت زمان هم در آنجا اهمیت داشت؟ این درس‌ها همگی نکاتی ظریف هستند که هیچ کس به آسانی آن‌ها را در اختیار شما قرار نمی‌دهد اما اگر شما پذیرای آنها باشید، به سادگی می‌توانید آنها را با سبک کاری خود تلفیق کنید.

هر اندازه  چشم‌اندازها و تجارب بیشتری را کسب کنید به همان مقدار نیز  می‌توانید کسب‌وکار خود را بهبود بخشید.

 

راه موفقیت در کسب و کارهای شکست خورده

صاحبان مشاغل معمولا با صرف هزینه ای گزاف، با مشکلات کسب و کار آشنا می شوند. کارآفرینان پس از سقوط در یک مشکل حرفه ای یا فنی، مجبور می شوند به هر قیمتی شده مشکلشان را حل کنند. خوشبختانه، مایکل گربر دستورالعملی جذاب راجع به برنامه های کسب و کار، رشد استراتژیک و مدیریت کارمندان نگاشته است. او در کتابش «افسانه کارآفرینی» به ارایه دیدگاهی واقع بینانه از کارآفرینی می پردازد. در ادامه نکاتی از کتاب ارزشمند او را به دوستان موفقیتی تقدیم می کنیم.

سیستم های اشتباه، صاحبان کسب و کارهای کوچک را فریب می دهد. اگر صریح سخن بگوییم، صاحبان شرکت های کوچک چرخ هایشان را برای انجام کارهای اشتباه می چرخانند. اساسا، بازگشت سرمایه ای که از کسب و کار خود به دست می آورند نسبت به زمان و انرژی سرمایه گذاری شده، بسیار ناچیز است.

ارقام دروغ نمی گویند: هر سال در ایالات متحده، بیش از یک میلیون کسب و کار جدید راه اندازی می شود. متاسفانه، در طول ۱۲ ماه، ۴۰ درصد این افراد تازه وارد کسب و کار خود را تعطیل می کنند. پس از ۵ سال، بیش از ۸۰ درصد آنها یعنی ۸۰۰ هزار کسب و کار محو شده اند و اثری از آنها باقی نمانده است. اغلب کارآفرینان قربانی افسانه ها، تخیلات و کمبود دانش خود می شوند. آنها کسب و کارشان را براساس ۴ مفهوم اداره می کنند:

۱- افسانه کارآفرینی: دیدگاه اشتباه «افسانه کارآفرینی» بیان می کند که مردم کسب و کارهای جدید را به خاطر روحیه کارآفرینی خود یعنی اشتیاق به کسب سود از سرمایه گذاری راه می اندازند. در حقیقت، افراد به دلایل مختلفی کسب و کارهای جدید را شروع می کنند و دلیل آن همواره کارآفرینی نیست.

۲- تحول کسب و کارهای آماده: اعطای امتیاز موج تغییراتی را ایجاد کرده و کارآفرینِ خریدار این امتیاز را قادر می سازد تا در کوتاهترین زمان به فروشنده محلی یک محصول گسترده و معروف تبدیل شود. اعطای امتیاز فروش، رویکرد جهانی به کسب و کار را به شدت تغییر داده است.

۳- توسعه روندهای کسب و کار: استراتژی ها، روندها و سیستم های خلاقانه، روش شرکت ها برای گسترش و مدیریت کسب و کارها را تغییر داده است. کارآفرینانی که قادر به درک اهمیت سیستم ها نیستند، کسب و کارهای ناموفق ایجاد می کنند، زیرا اغلب بر «مدیریت اتفاقی» تکیه می کنند. آنانی که به طور مناسب از «فرآیندهای گسترش کسب و کار» استفاده می کنند، موفق می شوند.

۴- نمایندگی کسب و کارهای معروف: وقتی یک شرکت، حق امتیاز یا نمایندگی فروش می خرد، «سیستم کلی چگونگی انجام کسب و کار» را دریافت کرده است. بسیاری از کارآفرینانی که نمایندگی گرفته اند، گمان می کنند محصولی را می فروشند. در حقیقت، آنها نام معروف و معتبر شرکت اصلی را می فروشند. به عبارت دیگر، «محصول واقعی آن کسب و کار، خود آن کسب و کار است.»

کارآفرینان و افسانه ها

تاریخ شرکت ها مملو از داستان های افسانه ای و قهرمانانه درباره کارآفرین ها است. افسانه ها می گویند: در شرایطی دشوار، زن یا مردی شجاع، با تمام سختی ها مبارزه می کند و به سود، شهرت و معروفیت می رسد. چنین داستان هایی به ندرت واقعیت دارند. داستان واقعی از این قرار است: نخستین جرقه روحیه کارآفرینی در وحشت، خستگی مفرط و تعبیر اشتباه گم می شود. اغلب کسب و کارها توسط کارآفرینان رویاپرداز ایجاد نمی شود بلکه توسط حسابداران، آرایشگران، لوله کش ها، فروشندگان و منشی هایی ایجاد می شود که از کار کردن برای دیگران خسته شده اند. این متخصصان فنی به علت وقوع حادثه ای که زندگی آنها را تغییر می دهد، یک لحظه خاص و یا گذراندن یک روز بد در محل کار، ناگهان تصمیم می گیرند کارآفرین شوند و شرکت خود را تاسیس می کنند.

اما پیش فرضی ویرانگر، تلاش های آنها برای گسترش کسب و کار را ویران می کند: باور به این موضوع که نبوغ فنی و تخصص آنها عامل اصلی موفقیت است. روند معمول از این قرار است: یک طراح داخلی موفق سعی می کند فروشگاه دکوراسیون داخلی خود را افتتاح کند و یا گرافیستی ماهر ممکن است به اشتباه، بر این باور باشد که نبوغ خلاقانه او می تواند جای خالی مهارت های لازم برای مدیریت کانون تبلیغات را پرکند. این صاحبان کسب و کار تازه کار قادر به درک این مطلب نیستند که راز کسب و کار موفق، بسیار فراتر از استاد بودن در یک صنعت یا هنر است. وقتی واقعیت های کسب و کار خود را نشان می دهد، کابوس صاحب کسب و کار نوپا شروع می شود.

یک سر و سه کلاه

اغلب صاحبان کسب و کارهای کوچک با کشمکش داخلی شدیدی مواجهند، زیرا این صاحبان شرکت های تازه کار معمولا سه کلاه بر سر دارند: کلاه متخصص، کلاه مدیر و تاج خیالی کارآفرین. این سه کار برای در اختیار گرفتن زمان و انرژی محدود صاحب کسب و کار کوچک با هم به رقابت می پردازند. تصور کنید می خواهید سخت ترین رژیم غذایی ممکن را با یک مربی شخصی، یک متخصص تغذیه و یک فرد کم اراده که همه در ذهن شما هستند آغاز کنید. در زیر مرور کوتاهی بر نقش هر یک از آنها داریم:

کارآفرین: کارآفرین، رویاپرداز درونی شماست. کارآفرین با داشتن رویاهای بزرگ برای گسترش شرکت، در آینده زندگی می کند. در این نقش، صاحب کسب و کار، مرتب مرزهای کار خود را گسترش می دهد، اما از جزییات کارهای اجرایی متنفر است. کارآفرین درونی شما بارقه های خلاقانه خود را به شرکت منتقل می کند.

مدیر: این جنبه اجرایی و عملی شماست. مدیر در گذشته زندگی می کند و اهداف تعیین شده و محقق شده در سال گذشته را به خوبی می شناسد. مدیر، منابع لازم را تهیه کرده، محل کار را سازماندهی می کند و درباره موارد و جزییات اساسی دستوراتی صادر می کند. بدون داشتن مدیر درونی، کسب و کارتان ساختار مشخصی نخواهد داشت.

متخصص: این صدای شرکت درونی شماست. متخصص، کار را انجام داده و کالاها و خدمات را تولید می کند. متخصص کارهایی را انجام می دهد که کارآفرین مشخص کرده و مدیر موافقت کرده است. متخصص درونی شما در لحظه زندگی می کند. بدون متخصص هیچ محصولی ندارید؛ اما وقتی متخصص غلبه کند، شرکت شما با کمبود توسعه کسب و کار و روندهای استراتژیک روبرو می شود.

کودکی کسب و کار: قلمرو فرمانروایی متخصص

بهترین محل کار برای متخصص جایی است که تغییرات، اشتباهات و سایر محدودیت های مدیریتی در آن وجود ندارد. متاسفانه، یکک شرکت بدون تغییر، محکوم به فناست، زیرا بقای کسب و کار به رشد و توانایی گذر از سه مرحله حیات شرکت یعنی کودکی، نوجوانی و بلوغ بستگی دارد. صاحب شرکت باید همه این مراحل را درک کند و استراتژی مشخصی برای رشد شرکت اتخاذ کند.

نشانه های کودکی یک شرکت کاملا مشخص هستند. در سال های اولیه شروع کسب و کار، صاحب کسب و کار ۱۴ ساعت در روز و حتی در تعطیلات آخر هفته کار می کند. این مرحله، جولانگاه متخصص است، زیرا کسب و کار جدید را به عنوان یک شغل در نظر می گیرد. در این مرحله، صاحب کسب و کار به شعبده بازی شباهت دارد که چندین گوی را در هوا می چرخاند. علاوه بر آن، بدون صاحب کسب و کار، شرکت نوپا از بین خواهد رفت اما وقتی صاحب خسته با حجم کار زیادی مواجه می شود که خارج از عهده اوست، بحران پدیدار می شود.

سال های نوجوانی شرکت: درخواست کمک

مرحله کودکی زمانی تمام می شود که کارآفرین درمی یابد شرکت تنها با یک نفر قابل اداره نیست. هجوم بحران به شرکت نیز مانند جوش های غرور جوانی نشاندهنده شروع دوران نوجوانی در چرخه حیات شرکت است. صاحب مضطرب برای مقابله با دردهای رشد، کمک فنی درخواست می کند. در این مرحله انتقال بحرانی، صاحب شرکت اولین کارمند خود را استخدام می کند و کارها و فعالیت ها را به دیگران محول می کند. صاحب شغل رها شده از بار مسوولیت ها، اختیارات را واگذار می کند.

کارها به خوبی پیش می روند تا زمانی که کارمند جدید احساس می کند حجم کار خارج از حد توانایی اوست و استعفا می دهد، یا کم کاری کرده و اخراج می شود. متخصص که با شکایات و شکاف های عملیاتی روبرو است، باید یک برنامه عملیاتی مدیریتی و دیدگاهی استراتژیک تعریف کند. صاحب کسب و کار مجبور است برای ایجاد مهارت های مدیریتی و چشم انداز کارآفرینی «اقلیم آسایش» قبلی خود را کنار بگذارد.

بلوغ: رسیدن به تعادل

فدرال اکسپرس، دیزنی و مک دونلاد مثال های فوق العاده ای از کسب و کارهای بالغ هستند. آنها به سومین مرحله گسترش شرکت یعنی بلوغ رسیده اند. یک شرکت بالغ، مقصد و هدف مشخص و نقشه راه مناسبی دارد. صاحبان مشاغلی که دوره های کودکی و نوجوانی شرکت را پشت سر گذاشته اند، یک «چشم انداز کارآفرینی» برای خود در نظر می گیرند که استراتژی ایجاد کسب و کار متعادل است.

کارآفرین می تواند با استفاده از این رویکرد ارزشمند، نحوه فعالیت شرکت را مشخص کند، در حالی که متخصصان فقط بر آن دسته از کارهایی تمرکز می کنند که شرکت باید آنها را به پایان برساند. کارآفرین یک مدل ایده آل از شرکت و کارکنان آن در آینده خلق می کند تا محیط کنونی را برای تطابق با آن چشم انداز آماده سازد اما متخصصان در زمان حال باقی می مانند. در حالی که کارآفرین متعادل اهمیت سیستم ها و مدل های کسب و کار خوش ساختار را درک می کند، متخصصان فقط بر محصول تمرکز می کنند.

مدل موفقیت با اعطای امتیاز

توسعه مک دونالد نشانگر مرحله ای مهم در تاریخ این شرکت است. بدون اغراق، می توان مک دونالد را «موفق ترین کسب و کار کوچک در دنیا» دانست. این زنجیره در سال ۱۹۵۲ بنیان نهاده شد. در آن زمان فروشنده ای با نام ری کراگ، دو برادرمالکیک همبرگرفروشی موفق را متقاعد کرد امتیاز استفاده از نام و روند سیستماتیک فروش همبرگر و سیب زمینی سرخ کرده خود را به او اعطا کنند.

این دو برادر کارایی و سرعت را با هم آمیخته بودند تا غذاهای ارزان تولید کنند. موفقیت شرکت باعث شد کراگ نبوغ آنها را تایید کند و سیستم مک دونالد با فروش سالانه ۴۰ میلیارد دلاری به بزرگترین زنجیره رستوران در دنیا تبدیل شد. این مثال نه تنها یک مدل موفق اعطای امتیاز فروش است، بلکه زیبایی سیستم ها و چارچوب های اجرایی موفق را نشان می دهد.

کسب و کار و زندگی شخصی

بسیاری از صاحبان مشاغل کوچک زندگی شخصی را با زندگی حرفه ای خود ادغام می کنند. در نهایت، این کار باعث ایجاد مشکلات در زندگی شخصی می شود. برای در دست گرفتن مجدد کنترل زندگی خود از سوالات زیر استفاده کنید:

چگونه می توانم کاری کنم که جانشین هایم بتوانند کارهای مرا به نحو احسن انجام دهند؟

بهترین راه تفویض وظایف و مسوولیت هایم چیست؟

برای خودکار کردن و منظم کردن کسب و کارم باید از چه روندهایی استفاده کنم؟

چگونه باید سیستم هایی طراحی کنم که امکان تمرکز بر وظایف لذتبخش را برایم فراهم کند؟

خوشبختانه، برای جلوگیری از هجوم کسب و کار به زندگی شخصیتان، می توانید از چند قانون مشخص استفاده کنید. برای مثال، پیروی از یک مدل کسب و کار و مجموعه مشخصی از روندها باعث بازیافت و بقای این نظم می شود. این قوانین عبارتند از:

بر اساس ارزش های اصلی شرکت یک مدل کسب و کار مشخص ایجاد کنید.

سیستمی بسازید که کارمندانی با «کمترین مهارت های ممکن» در جایگاه ها و رتبه های خود بتوانند به کار گرفته شوند. پیروی از این روش، باعث ایجاد کسب و کاری می شود که بیش از کارشناسان و نوابغ به سیستم ها وابسته است.

سیستم خود را به مدلی از نظم بدون خطا تبدیل کنید.

روندهای لازم برای کارمندان را مکتوب کنید.

محصولات و خدمات یکنواخت و یکسان به مشتریان خود ارایه دهید.

لباس های یکسانی برای کارمندان و استاندارد مشخصی برای طراحی فروشگاه ها و دفاتر در نظر بگیرید.

دلایل شکست کسب و کارها در ایران

شکست درکسب وکار چیست؟

شکست در کسب وکار وقتی شماسرمایه ای که برای آن کسب وکار داشته اید ازبین برود ویابد تر شما به لحاظ سرمایه منفی باشید.

چرا همه می گویند علت اصلی رکود بازار است؟

بیشتر کار آفرینان علت شکست خودشان را رکود بازار می دانند واین در حالی است که رکود بازار بهانه راحتی برای توجیه شکست می باشد.

ما قصد داریم در این نوشته از زوایای مختلف علت شکست کسب و کار در ایران را بررسی می کنیم.

مشورت بااهل فن

خیلی مهم است که قبل ازشروع برای هر کسب وکار ازانسانهای موفق دراین رشته مشورت کنیم واز مسائلی که پیشروی ما قرار می گیردآگاه باشیم .

یک مثال از خودم بزنم درسال ۱۳۸۳ که من در یک بازار به نام بازار هفتگی در شیراز برای فروش خرازی کارم راشروع کردم این برنامه ریزی را داشتم که اگر من روزی صد عدد گل مو بفروشم و درآمد من از آن روزانه پنج هزار تومان پیش بینی کردم ولی وقتی کارشروع شد در عمل روزی پنج عدد هم فروش نداشتم و کافی بود من بجای سلیقه شخصی از دیگران مشورت می گرفتم این مثال در مقایس بسیار کوچک بود و اگر در مقیاس بزرگتر در نظر بگیریم می تواند یکی ازدلایل شکست کاروکسب باشد.

حسابرسی ذهنی

یکی دیگر از مسائلی که خیلی از کسب وکارها در ایران شکست می خورند به اصول حسابداری درکسب وکار مربوط می شود ومعمولا در قسمت درآمد درست محاسبه نمی شود ،چون میزان فروش وسود ناخالص رامرتب حساب می کنند

ولی برای سود خالص که می بایست هزینه ها را دقیق حساب کنند وسود ناخالص را پس از کسر هزینه به سود خالص تبدیل کنند و براساس آن برنامه ریزی کنند بدرستی انجام نمی دهند و معمولا آن را ذهنی حساب می کنند.

براساس تجربیات شخصی ومشاوره هایی که داده ام دراغلب کسب وکار ایرانی هزینه ها همیشه بالاتر از میزان محاسبه آن به صورت ذهنی است و بهتر است که اصول جسابداری و حسابرسی براساس آمار دقیق محاسبه شود .

لازم بذکر است که اغلب شرکتهای ضرر دهنده زمانی متوجه ضرر می شوند که دیگر جبران کردن کاربسیار دشوار است.

توصیه می شود که بصورت ماهیانه و یا سه ماه یکبار میزان سود وزیان کار وکسبمان رابدانیم.

نداشتن مهارتهای جانبی لازم در کسب وکار

وقتی من مهارتهای لازم در کسب وکار نداشته باشم، احتمال شکست بالا می رود بیشتر کسب وکار هایی که شکست می خورند بدلیل تولید بد یا فروش کم ورشکست نمی شوند بلکه به دلایل نداشتن مهارتهای مدیریتی در هزینه ها وسرمایه شکست می خورند.

متناسب نبودن سرمایه

خیلی خوب است که ما تمام کارهایمان رابا نگرش مثبت شروع کنیم ولی چقدر زیباست که درکنار نگرش مثبت واقعیتها راهم بپذیریم واگر کاری راشروع می کنیم حتما متناسب بامقدار سرمایه ما باشد وبرای بزرگتر شدن کسب وکارمان صبر داشته باشیم وازسودی که از کارمان داریم سرمایه گذاری کنیم .

بیشتر کسب وکارهای موفق راوقتی مشاهده می کنیم بااین فرمول بزرگ شده اند و اشتباه اغلب کسب وکار های ایرانی که منجر به شکست می شود به این اصل برمی گردد که

از وام هایی که توجیه ندارد ومتناسب با گردش سرمایه وسود کاروکسب مان نیست استفاده می کنیم برای توسعه وچون برنامه درستی برای زیرساختها و بازپرداخت نداریم منجر به شکست می شود.

رشدوتوسعه کسب وکار

مثلا فرض کنید شمایک فروشگاه دارید و بخاطر موفقیت خوب تصمیم می گیرید که آن رابه چندین فروشگاه توسعه دهید و با گرفتن وام اقدام به این کار می کنید غافل ازاینکه زمانی که شما این کار را انجام می دهید نیاز به نیروهای کارآمدی در قسمت مدیریت ونیاز به سیستم سازی دارید زیرا یک فروشگاه توسط خود شما اداره می شد و هزینه های کمتری را داشته ولی برای توسعه سیستم سازی احتیاج دارد که زیر ساخت کسب وکار انجام نشده است و هزینه های بالا در کنار سود و اصل وام احتمال شکست را بالا می برد.

بعد ازشکست متوجه می شویم که اگر توسعه صورت نمی گرفت کسب وکاربا قدرت بسیار زیادتری پیش می رفت.

نداشتن منابع انسانی کارآمد

تامدتها پیش می گفتند که مهم ترین سرمایه هرشرکت منابع انسانی آن است ولی امروزه باکمی اصلاح بهتراست بگوییم مهم ترین سرمایه هر کسب وکار داشتن منابع انسانی باکیفیت است واتفاقا نداشتن نیروی انسانی بهتر از داشتن نیرویی است که کارایی لازم رانداشته باشد.

برای این کار خیلی مهم است که ما نیروهای مناسب باکارمان رااستخدام کنیم ودر راستای پیشرفت آنها آموزش های لازم راداشته باشیم .

وقتی نیروی انسانی ناکارآمد داشته باشیم به کاروکسب آسیب وارد می کند طوری که خیلی ازبزرگان حوزه مدیریت اعتقاد دارند که اگر به این افراد حقوق بدهیم ودر خانه خودشان باشند خیلی بهتر است.

عدم مدیریت سود وسرمایه

بیشتر مابراساس سرمایه ایده ال برنامه ریزی می کنیم وبعضا هزینه می کنیم که دربیشتر کسب وکارهاهمیشه شرایط ایده ال نیست واین بابرنامه ریزی ما مطابقت ندارد و خلاقیت ازما گرفته می شود چون بیشتر فکرمان را معطوف عقب ماندگی مالی خودمان می کنیم واین احتمال شکست رادرکسب وکار بالامی برد.

ریسک غیر معقول درکسب وکار

ریسک هایی که می توان در تولید پرهزینه یا فروش اعتباری ببینیم که اغلب سرمایه اصلی کسب وکار را درگیر می کندو در برخی موارد یا بازگشت سرمایه اتفاق نمی افتد یا آن قدر زمان براست که به شکست کسب وکار منجر می شود که این گزینه از مورد های بسیار مهم مخصوصا در کسب وکارهای کوچک می باشد.

دانلودوخرید۱۲۰۰۰تومان

ارسال نظر