پاورپوئینت”آینده پژوهی درکسب وکار ،فانوس دریایی استراتژیک برای مدیران موفق”

نویسنده : admin 2018/06/29 تعداد نظرات : ۰

انسان تنها با فاصله ای مناسب از گذشته و آینده میتواند خود و جامعه را سعادتمند کند. این فاصله نه فاصله ای مکانی-زمانی، بلکه فاصله جهانهای مختلف است. اگر گذشته از ما بسیار دور باشد، نمیتوانیم از تجربه های پیشین استفاده کنیم، از تاریخ عبرت نخواهیم گرفت و نمیتوانیم در هیچ جهانی ساکن شده و ریشه بدوانیم. در مقابل اگر گذشته را بسیار به خود نزدیک ببینیم، دچار تحجر و رکود خواهیم شد. دستاوردهای پیشین ما را مغرور و انگیزه پیشرفت را از ما سلب خواهند کرد؛ شکستهای گذشته ما را مغموم و از آینده ناامید خواهند کرد. در مورد آینده نیز قضیه به همین منوال است. اگر آینده را
زمانی بسیار دور بدانیم، از آن غافل میشویم و برای رویارویی با آن آماده نخواهیم بود. در این صورت اتفاقات ناگهان بر ما نازل خواهند شد و ما در گرداب حوادث فرو خواهیم رفت. در مقابل اگر آینده را بسیار به خود نزدیک ببینیم، دچار هراس و اضطراب خواهیم شد، زیرا احساس خواهیم کرد که همه چیز از عهده ما خارج است و قادر نیستیم خود را مهیای مقابله با پیشامدهای پیشرو کنیم. به راستی تنها در فاصله ای طلایی با گذشته و آینده است که انسان میتواند در حال سعادتمند زندگی کند.

آینده پژوهی فردی به (به انگلیسی: Personal Futures Studies) برگرفته از واژهٔ آینده‌پژوهی است که بیانگر به‌کارگیری روش‌های آینده پژوهی در زندگی افراد می‌باشد. در واقع، آینده‌پژوهی فردی تلاش نظام‌مند فرد برای شناخت خود و شکل بخشیدن به آیندهٔ خود می‌باشد.

آینده پژوهان، کسب و کارها و دولت‌ها در سراسر دنیا، از روش‌هایی استفاده می‌کنند که به آن‌ها فرصت درک، اکتشاف و برنامه‌ریزی برای آینده را می‌دهد. از آن مهمتر، می دانند که چگونه بر آینده تأثیر گذاشته و آن را تغییر دهند. حال در آینده پژوهی فردی، این روش‌ها در سطح فردی، خانواده و کسب و کارهای کوچک به کار برده می‌شوند.

در حقیقت، سیستم آینده پژوهی، راهنمایی است که کمک می‌کند فرد نگاهی سیستماتیک به آینده‌اش داشته باشید. این سیستم گام‌های ساده و کوتاهی دارد که به خلق آیندهٔ دلخواه منتهی می‌شود. دنیای اطراف تا اندازه‌ای برای زندگی ما تصمیم می‌گیرد. با این حال، اگر فردی برای زندگی خود برنامه‌ای داشته باشد، زمانی که تصمیمات روزمره را می‌گیرد، هرچقدر هم که کوچک باشند، در جهت برنامه و آینده‌ای که برای خود می‌خواهد، پیش خواهد رفت.

در فرایند آینده پژوهی فردی روش‌ها و تکنیک‌های مشابهی بکار می‌روند که آینده پژوهان به‌طور موفقیت‌آمیز برای سازمان‌های بزرگ در دهه‌های گذشته به کار برده‌اند. که برای تناسب برقرار کردن با زندگی یک فرد یا یک خانواده مقیاس شان کاهش یافته‌است. مراحل آن به صورت زیر است:

گام۱ : شناخت فردی

گام۲ : ساخت سناریوهایی بر اساس شناخت فردی

گام۳ : برنامه‌ریزی استراتژیک بر اساس این سناریوها

گام اول: شناخت فردی

اولین گام در فهمیدن آیندهٔ خود، نگاهی مختصر به گذشته و حال می‌باشد، چرا که آن‌ها پایه‌ای هستند برای ورود به آینده. نقشهٔ آینده، بر اساس زیست‌شناسی و تجربهٔ بشر در طول قرن‌ها خواهد بود. افراد شش نیرو را که بخشی از زندگی روزمره‌شان هستند و این که چگونه این نیروها، او را در رخدادهای احتمالی زندگی شان یاری می‌کنند، خواهند آموخت. چنین شناختی از زندگی، فرد را برای گام بعد آماده خواهد کرد، یعنی اکتشاف آینده‌های محتمل.

گام دوم: نقشه آینده فردی

” اکتشاف آینده ” ممکن است عجیب به نظر برسد، اما کاملاً عملی است. در این بخش، فرد سناریوهایی را ایجاد خواهد کرد که آینده‌های گوناگونی را می‌کاوند. که شامل بهترین، بدترین سناریو و همچنین سناریوهای غیرمنتظره می‌باشند. سناریوها، داستان‌هایی دربارهٔ آینده می‌باشد.

گام سوم: برنامه راهبردی فردی

در گام سوم، فرد آینده‌ای که می‌خواهند در آن زندگی کنند را توصیف می‌کنند. استراتژی‌هایی برای دستیابی به آن آینده خواهند ساخت، در حالی که به رویدادهای پر اثر پر احتمالی که شاید در طول مسیر رخ دهند، رسیدگی می‌کنند. در نهایت، استراتژی‌ها و برنامه‌های احتیاطی برای برخورد با رویدادهای غیرمنتظرهٔ پر اثری که شاید رخ دهند، ایجاد خواهند کرد.

فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک ساده است. یک چشم‌انداز به آینده‌تان بسازید که می‌خواهید در طی زمان به آن برسید؛ استراتژی‌هایی برای رسیدن به آن چشم‌انداز بسازید؛ یک برنامهٔ گام به گام، سال به سال برای اجرای استراتژی‌ها خلق کنید؛ یک برنامهٔ احتیاطی جهت رسیدگی به رویدادهای پر اثر کم احتمال رسم کنید و سپس برنامه را دنبال کنید.

آینده‌پژوهی علم طراحی هوشمندانه‌ی آینده است و کاروکسب‌ها به‌شدت به آن نیاز دارند؛ چون آنچه که تاکنون توانسته است مشتریان را راضی و خشنود کند بی‌شک برای تأمین رضایت و خشنودی مشتریان فردا کفایت نمی‌کند. و در این مسیر سازمانهایی که چشم‌اندازی شفاف از موضوعات و رویدادهای مختلف دارند و دیدی جامع نسبت به مسائل دارند، موفق خواهند بود.

همچنان که پیتر دراکر گفت کاروکسب دو چیز بیشتر نیست: بازاریابی و نوآوری. بازاریابی برای تأمین خشنودی مشتریان امروز، و نوآوری برای تأمین خشنودی مشتریان فردا، و این دو جدا از هم نیستند. حال برای نوآور و فرصت‌یاب بودن لازم است به آینده‌پژوهی اهمیت بشتری بدهیم، و به یاد بیاوریم آموزه‌ی کنت بلانچارد را که می‌گفت سازمانهای پیشرو دو تیم دارند، یک تیم به بهبود فرایندها و محصولات جاری می‌پردازد و یک تیم برای آینده فکر می‌کند.

نگاه به آینده با عینک دیروز و امروز، افقی را در ذهن ما شکل میدهد که با واقعیت آینده در تناقض خواهد بود، به عبارت دیگر آینده روند خطی گذشته نخواهد بود زیرا اکثر کلان روندها بر اساس یک اتفاق تغییر مسیر میدهند و پیش بینی های ما را نقش بر آب می کنند پس ناگزیر هستیم که آینده را خلق نماییم.
حتی در دنیای امروز، تکرار گذشته میزان موفقیت امروز ما را ثابت نگه نمیدارد، یعنی در دنیایی زندگی میکنیم که ثبات با تنزل برابری می کند و نیازمند آن هستیم که سیگنال های تحول را در محیط پیرامون خود تشخیص دهیم و بر اساس آنها آینده های بدیل را متصور شویم و بعد برای هر یک از آنها سناریو نویسی نماییم تا در لحظه ی مواجه شدن با هریک از آنها، راهکارهای از پیش تعیین شده را با اندکی تغییر اجرایی نماییم.


پس بر همین اساس میتوان به صاحبان کسب و کارهای امروز این هشدار را داد که اگر از امروز با نگاه آینده نگر کسب و کار خود را مرور نکنند در ادامه با مشکل مواجه خواهند شد و امیدواریم این جمله ی آینده پژوهان آمیرال را تهدید ندانیم بلکه آن را نویدی برای تلاش کردن در خلق آینده بدانیم.
پس مدیران کشور عزیزمان باید بتوانند خود را برای تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت آماده نمایند و محیط ایده آل برای تصمیم گیری را برای خود خلق کنند و در این راستا نیازمند خلق واحدهای تحقیق و توسعه هستند که بتواند همه ی پارامترهای محیط خرد و کلان کسب و کار را ثبت و بررسی نمایند و سیگنال های محیط را که نشان هایی از آینده همراه خود دارند، تشخیص دهند و همچنین مدیران امروز کشور باید بتوانند سازمان هایی چابک را ایجاد نمایند که بتوانند در لحظه ی نیاز به راحتی تغییر مسیر دهند و انعطاف پذیری را سرلوحه ی کار خود قرار دهند.

چابکی سازمانی

لذا برای رسیدن به چابکی سازمانی موارد زیر پیشنهاد می شود:
۱٫ طراحی و خلق سازمان یادگیرنده
۲٫ ساختار سازمانی مسطح و منعطف
۳٫ رویکرد رهبری سازمانی به جای ریاست
۴٫ خلق اهداف مشترک در سازمان
۵٫ خلق نگاه کل نگر در سطوح کلان سازمان
۶٫ غنی سازی و توسعه شغلی در سازمان
۷٫ خلق تفکر سیستمی در سازمان

 

دانلود و خرید ۸۰۰۰تومان

ارسال نظر